۱۳۸۸ فروردین ۲۱, جمعه

رشته جستارهایی درباره تاریخ كهن ایرانزمین (بهرام روشن ضمیر)

پان تورکیسم جنبشی جعلی و بی‌ریشه است که شاید در ترکیه یا ترکمنستان برای مردمان آنجا سودی داشته باشد، ولی سم کشنده آن چندین دهه است که دیگر مردمان از جمله آذربایجانی‌ها و قفقازی‌ها و ارانی‌ها را مورد یورش قرار داده است و با این شعار دروغین که شما «ترک» هستید و نه «ایرانی»! یکپارچگی ملت تاریخی ایران را در خطر قرار داده است. بر اثر همین تبلیغات دروغین، جمهوری جعلی آذربایجان پس از فروپاشی شوروی، به دامان ملت ایران بازنگشت و خود را در هویت بی‌بنیاد «ترکی» غرق گرداند. همچنانکه پیشتر دیدیم یکی از بزرگترین دروغهای پان تورکها، ترک شناساندن اقوام و تمدنهای کهن این منطقه است. از این جمله می‌توان به ترک‌زبان دانستن مادها اشاره کرد که با استناد به آن غرب و شمال غرب فلات ایران از 3000 سال پیش سرزمینی ترک‌نشین خواهد بود!
بزرگترین دستاویز اینان، تئوری اوپرت باستانشناس فرانسوی سده 19 میلادی می‌باشد که حدس زد، زبان مادها از گروه زبانهای اورال – آلتایی بوده است. ولی به این حقیقت اشاره نمی‌‌کنند که اوپرت همدوره راولینسون که کاشف خط میخی پارسی بود، می‌باشد. و تقریبا همه آنچه از زبانهای باستانی می‌دانیم، پس از اوپرت بدست آمده و تئوری او یک نظریه منسوخ و کهنه شده است. در نادانی اوپرت همین بس که او سه زبان کتیبه بیستون داریوش بزرگ را پارسی، بابلی و مادی! می‌دانست. ایرانشناسان آنزمان با دیدن تفاوت فراوان ماهیتی میان زبان نخست کتیبه که آریایی است و زبان دوم که سامی است و آن زبان سوم، آنرا زبانی نه آریایی و نه سامی اعلام داشته و به دنبال گزینه‌ای پیشنهادی برای نام و گروه زبانی آن بودند. یکی از گزینه‌ها زبان مادی باستان بود. چراکه این کتیبه در قلب سرزمین ماد بنا شده است. اوپرت با توجه به اینکه می‌دید، امروزه مردمان شمال غرب ایران به زبان ترکی سخن می‌گویند، نظریه خود را بنا کرد که بر اساس آن، این زبان سوم، مادی بوده و زبان مادها همریشه با ترکی است! درحالیکه چندی پس از آن روشن شد که آن زبان نه مادی بلکه ایلامی است. بنابراین پی ساختمان تئوری اوپرت فرو ریخت. دیاکونوف بزرگترین مادشناس جهان، که اتفاقا نویسندگان پان ترک ارادت خاصی به او داشته و مدام از کتابهای او برداشت کرده و هرگز به او اتهامات کلیشه‌ای چون آریائیست! و ترک ستیز! نزده‌اند، در کتاب خود یعنی تاریخ ماد، به شکل مفصل با ارائه دلایل زبانشناسانه تئوری اوپرت را رد کرده و تا امروز کمتر پژوهشگر سرشناسی دیده شده است که آریایی بودن مادها را زیر پرسش ببرد.
زهتابی نویسنده پان ترک، در کتاب خویش تلاش کرده تا تئوری منسوخ اوپرت را بدین شکل خنده‌آور توجیه کند که «چون از دیدگاه ما، ایلامیان همریشه و همنژاد مادها هستند، پس مادی دانستن زبان سوم کتیبه بیستون از سوی اوپرت نادرست نیست و چون ایلامیان همنژاد ترکان هستند، پس مادها نیز چنینند»! یعنی ایشان یک فرضیه سست بنیاد دیگر که همنژادی مادها و ایلامیان است را زیربنای ترک دانستن مادها قرار داده است. یکبار با هم این این نظریه را بررسی می‌کنیم و آنگاه داوری درباره این جماعت پان ترک باشد برای شما. نخست این تئوری مطرح می‌شود که ایلامیان همنژاد ترکان بوده و زبان آنها از گروه زبانهای اورال – آلتایی است. دوم این تئوری مطرح می‌شود که مادها با ایلامیان همنژاد و همزبانند. دادن تئوری در جهان امروز هیچ ایرادی ندارد. حتا اگر نتوانیم آنرا اثبات کرده و به دیگران بقبولانیم. ولی شگفت اینجاست که بر پایه دو تئوری اثبات نشده، فرضیه سوم خود را شکل داده و آنرا در بوق و کرنا کنیم! و بگوییم مادها همنژاد ترکان هستند! دست‌کم اگر یکی از این دو پیشفرض مقبولیت آکادمیک داشت، می‌شد درباره نتیجه بحث کرد. ولی هر دو پیشفرض این استنتاج، ناپذیرفتنی هستند. این درست مانند آن است که من بگویم مصریها آریایی هستند. خب این یک تئوری خواهد بود. سپس بگویم یهودیان اصلیتی مصری دارند. این نیز یک تئوری خواهد بود (هر دوی این تئوریها در جهان مطرح است) ولی من حق ندارم دو تئوری اثبات نشده را با هم جمع بسته و استنتاج کنم که یهودیان آریایی‌اند!
همچنانکه گفتم تئوری همریشه بودن زبان مادها با زبان ترکی یک تئوری مرده است و اگر خود اوپرت امروز می‌بود تردیدی در پس گرفتن آن روا نمی‌‌داشت. ولی درباره همریشه بودن زبان ایلامیان با زبان ترکی می‌توان بحث کرده و تئوری اوپرت را روی میز گذارد. البته با دانستن این موضوع که اوپرت ایلام شناس نبود و با بررسی اجمالی واژگان ایلامی بیستون نظر سطحی خویش را بیان کرده بود.
از دید تاریخی، استرابون به روشنی در کتاب خود «جفرافیا» تصریح می‌کند: «مادها مانند پارسیان، خوارزمیان، سغدیان و باکتریایی‌ها آریایی هستند و به یک زبان با تفاوتی اندک سخن می‌گویند». و هرودوت در کتاب هفتم خود هنگام سخن از لشکرکشی خشایارشا، لباس مادها را با پارسیان یکسان دانسته و همانجا تاکید می‌کند که در گذشته همه مردمان به مادها، آریایی می‌گفتند و نام مادی از زمانی خاص بر آنان گذارده شده است. موسا خورنی نیز در همین زمینه تاکید دارد. و مورخان پس از اسلام نیز همواره مادها یعنی مردمان غرب و شمال غرب ایران را آریایی – ایرانی خوانده‌اند. همچنانکه گفته شد، همسانی فرهنگی به ویژه میان مادها و پارسیان باستان، آنقدر فراوان است که اگر کسی تلاش کند، مادها را ترک بنامد، مجبور است پارسیان را نیز ترک بشناساند!

۱ نظر:

ناشناس گفت...

الان دنیا تبدیل به دهکده جهانی شده ولی احمقای هستند که پول خرج میکنند زبان سازی کنند و هویت برای خودشان.گفته باشم پارس در لغت یعنی دوره گرد (البته منظورم توهین نیست )و غیر ایرانی اصیل . آمده از جایی دیگر سالها قبل در ایران سکنی گزیده. شما را به خدا بیاید قبل از اینکه به زبان فکر کنیم انسانی مفید برای همه باشیم.